همدیگر را دست کم نگیریم دستهای هم را بیشتر بگیریم |
«شعارهای پوپولیستی دیگر مرده اند»
دکتر بابایی در سمینار به گونه ای سخن گفت و به شیوه ای خاص به بازاریان شرکت اشاراتی کرد که به جرأت می توان گفت اکثریت بازاریان که با حضور در همایش منتظر یک اتفاق عامه پسند و یا برخلاف مرام دکتر بابایی، شعارهای پوپولیستی بودند یکه خوردند...
اما به راستی چه اتفاقی افتاد؟! چیزی پنهان نیست باید اتفاقات تازه را رویت کرد.
در سالهای گذشته و به فراخور مناسبت ها، مسئولین و صاحب منصبان به همایش ها می آمدند و از لزوم توجه به تجارت الکترونیک و نت ورک مارکتینگ سالم سخن می گفتند لیکن در همایش اخیر- به نظر اینجانب خوشبختانه- میهمان ویژه نتوانست حضور پیدا کند تا همان اتفاق میمون و پسندیده صورت بگیرد.
عمر وست ویژن را می توان به سه دوره اصلی تقسیم بندی کرد:
1- ظهور و رشد غیر منتظره
2- تلاش برای اثبات(صدایی متفاوت)
3- تثبیت و حمله به بازارهای جهانی
هر یک از مراحل بالا نیازمند تحلیل و بررسی کاملی دارد که به صورت خلاصه به آن می پردازم:
در مرحله اول با توجه بر اینکه یک شرکت ایرانی شناسنامه دار با محوریت کالا و خدمات در میان شرکت های خارجی که به چپاول و تاراج جیب های مردم یورش برده بودند ظهور پیدا کرد و با شعار محوری احیای صنایع دستی- صدور کالا و فرهنگ ایرانی توانست در میان جوانان جویای کار سالم خودی نشان دهد و به تسخیر بازار نت ورک در ایران بپردازد.
با توجه بر اینکه میزان بازاریان شرکت برخلاف برنامه ریزی مدیران غیر قابل پیش بینی بود افرادی که نه توانمندی بازاریابی داشتند و نه اخلاق حرفه ای بازاریابی را رعایت می کردند به خرید کالا از شرکت پرداختند و عده ای با استفاده از عامه پسندترین شعارها و وعده ها حجم فروش خود را افزایش دادند. در این مرحله فکر بازاریان فروش بیشتر و بیشتر و همچنین جذب بازاریان جدید بدون در نظر گرفتن توانمندی ایشان بود، مدیران دفتری نیز به تنها چیزی که فکر نمی کردند کیفیت بازاریابی و نحوه ی فروش بود. دکتر بابایی نیز از هر سمت مورد حمله، تهمت و افترا قرار گرفت و حتی اخبار بسیاری مبنی بر فرار ایشان از ایران منتشر گردید. از سویی دیگر با تصویب طرحی در مجلس و سوء استفاده عده ای از طرح مذکور آتشی برافروخت که تر و خشک را با هم می سوزاند، در کشاکش تصویب طرح مذکور فردی سودجو با سوء استفاده از نام شرکت ایرانی و ایران این تجارت را به همراه شرکتهای خارجی ناسالم به گنداب کشاند(در این مقاله جای بحث در این مورد نیست).
مدیریت ارشد شرکت و مشاورانش که به دنبال یک شرکت توانمند و بازاریابان حرفه ای بودند ناگهان با چنین مشکلات بزرگی مواجه شدند که به همه ی اینها و بدتر از همه خیانت های صورت گرفته از داخل را نیز اضافه کنید. در مرحله دوم تلاش برای اثبات شروع شد و دکتر بابایی داعیه ی«صدایی متفاوت» را سرداد، کادر مدیریتی دفتر به یکباره دستخوش تغییر و تحولات اساسی شد، برنامه نرم افزاری دگرگون گشت و از سوم خرداد ماه سال گذشته همایشی بزرگ با حضور تنی چند از نمایندگان خانه ملت برگزار گردید و برنامه های متنوعی در جهت اثبات شایستگی وست ویژن انجام گرفت.
لیکن برخی از بازاریان شرکت که متاسفانه برخی دیگر از مدیران ارشد فروش نیز در بین اینان حضور داشتند با سوء استفاده از درگیرهای سنگین فکری مدیران شرکت، همچنان با حرفهای عامه پسند و فروش به افراد غیر حرفه ای به کار خود ادامه دادند.
دکتر بابایی که از این مسائل به شدت ناراحت بود در جمع مدیران ارشد فروش ، گلایه های سنگینی را از این وضعیت داشت. متاسفانه باز هم برخی از مدیران فروش متوجه برنامه های بلند مدت ایشان نگردیده و همچنان با نگاهی کوته بینانه به فروش بیشتر فکر می کردند، در این میان دکتر عده ی کثیری از بازاریاب نماها را کنار گذاشت و با برگزاری کلاسهای متعدد علمی و جلسات خصوصی سعی در احیای اخلاق حرفه ای بازاریابی و همچنین تزریق دانش به میان مدیران فروش کرد. اما باز هم عده ای نفهمیدند«زمانه تغییر کرده است». پس از رسیدن به مرحله تثبیت که دقیقاً بحث اینجانب می باشد و طی کردن مراحل مختلفی، گذشت از موانع و مشکلات در سمینار جمعه چه اتفاقی افتاد؟!
جمعه دکتر به گونه ای سخن گفت که انگار در جمع متخصصین بازاریابی و فروش سخنرانی می کرد، جمعه در خارج از سالن عده ای عصبی و عده ای آرام و با اطمینان خاطر بودند، جمعه اتفاقی که باید خیلی زودتر می افتاد بالاخره افتاد. حرفه ای ها بمانند...
دکتر بابایی در بخشی از سخنان خود اعلام کرد: افرادی که بدون زحمت به کسب درآمد می پردازند کنار گذاشته خواهند شد. آری این یکی از آن اتفاقات پسندیده ای بود که افتاد. تا به کی عده ای از عزیزانی که برای بازاریابان ناشناس هستند و همچنین مدیریت ارشد هزینه های ماندن و اثبات کردن را بپردازند و عده ای منفعت طلب با وزیدن نسیمی خوش هجوم آورند؟...
بازاریان ارشد و افرادی که دیروز با اطمینان خاطر از آینده حرف می زدند متوجه شدند که دیگر در شرکتی فعالیت خواهند کرد که کاملاَ اخلاق حرفه ای در آن حکمفرما خواهد بود و راحت طلبان محکوم به حذف و گوشه نشینی می باشند.
حمله به بازارهای جهانی نیازمند فکر جهانی و توانمندی حرفه ای می باشد آنان که در این راه پرمشقت ایمان خود را از دست نداده اند و با اعتماد و گامهای استوار ایستاده اند، می مانند. آنها که عقل معاش داشته اند و به تجارتی بلند مدت فکر کرده اند، می مانند و موفقند.
تجارت حرفه ای یعنی همین
در دیگر سو نیز بازاریان خرد و کلان چنین شرکتی باید خود را به استانداردهای بالایی برسانند، باید در کلاسهای علمی که برگزار می گردد خیل عظیم مدیران فروش موج بزند. از تغییر، تحول و حرکت سریع و رو به جلو نهراسید و خود را با آن همراه کنید وگرنه از گردونه خارج می شوید، علمی فکر کنید و علمی عمل کنید.
دکتر بابایی جمعاَ خواست به همه بفهماند وست ویژن یعنی افق وسیع و من برای افق وسیع خودم نیازمند مدیرانی توانمند و با دانش هستم، نیازمند مدیران با ایمان که به کمک من بیایند تا بتوانیم بازارهای جهانی را تسخیر کنیم. گفت: تا دیروز شما برای مالزیایی ها بازاریابی می کردید و من کاری کردم که الان آنها برای شما بازاریابی کنند.
بستر آماده است و هدف، هدف مقدسی است ولی نیاز به ابزار و مدیرانی توانمند دارد.
مدیران توانمند شما هستید و ابزارش نیز ایمان، دانش و انرژی شما، ترکیب های تازه در حال شکل گیری است.
مدیران دفتر، مدیران فروش و بازاریان خرد و کلان، جمعه را به خاطر بسپارید و توانمندی خود را ارتقاء دهید.
مهندس مهدی اسماعیلی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|